أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
386
تجارب الأمم ( فارسى )
گرفتن خانهء خليفه [ 1 ] و دستگيرى قاهر ياد كردند . سيما گفت : اگر درست مىگوئيد كه آمادهء كار هستيد ، برخيزيد هم اكنون آن را پياده كنيم ، ايشان گفتند : بگذاريد تا فردا ، كه روز بار تشريفاتى است ، او بيرون مىآيد و ما او را خواهيم گرفت . سيما گفت : اگر اكنون پراكنده شويد ، و كار را ساعتى ديگر به پس اندازيد گزارش آن به او خواهد رسيد ، و آماده خواهد شد و بر ما خواهد تاخت و ما را بر خواهند انداخت . همه پذيرفته با جنگ افزار سوار شده به دار السلطان آمدند . سيما بر هر يك از درها يك غلام « ساجى » و يكى « حجرى » و با هر يك جوخهاى * از آن دو گروه به نگهبانى نهاد ، چون همهء دروازهها را بگرفت ، خود به دروازهء بزرگ [ 2 ] رفته ، دستور يورش داده ، همگى در يك هنگام به درون آمدند . گزارش هنگامى به سلامت [ پردهدار ] و خصيبى [ وزير ] رسيد كه در خانهء خصيبى بودند ، خصيبى با پوشاك زنانه بيرون آمده ، پنهان شد ، سلامت نيز به « مشرعة الساج [ 3 ] » رفته پنهان شد . هنگامى كه ساجيان و حجريان به خانه درآمدند ، « سيما » به درون نيامده ، بر جاى خود دم دروازهء بزرگ بايستاد ، و همين كه قاهر دستگير شد ، او نيز به درون رفت . چون قاهر از آمدن غلامان آگاه شد ، از مستى به هوش آمد به بام گرمابهء بخش زنان بگريخته پنهان شد . چون غلامان به اطاق نشيمن او درآمدند او را نيافتند و هر كس را آنجا بود ، مانند زيرك خدمتگزار و عيساى پزشك و اختيار قهرمانه ،
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « دار الخليفه . . . » يكى از جاهاى استثنائى است كه مشكويه آگاهانه خليفه را به جاى سلطان به كار برده است . [ ( 2 - ) ] M . متن : « باب العامة . . . » دروازهء همگانى . [ ( 3 - ) ] M . بخشى از كرانهء دجله بود كه كپرهائى از نى ساج در آن ساخته شده فقيران كپرنشين در آن زندگى مىكردند . شايد « ساجيان » كه بخشى از بينوايان سپاه خليفه بودند ، از اين مردم بوده يا به ابو ساج نسبتى داشته باشند . از سرداران « ساجى » ما كرد ديلمى در خ 5 : 500 ، 505 ، 532 و رهبر ايشان « سيما » از سران كودتائى كه قاهر سنى را برانداخت و راضى نيمه گنوسيست را بجاى او نشانيد ، در خ 5 : 448 ديده مىشود . براى اختلاف حقوق « ساجيان » با « حجريان » ن . ك : 5 : 414 و پانوشتهاى ص 179 ، 282 .